ساختمان چشم

اختلالات بینایی

بیماری های چشم

چشم و بیماری های عمومی

سندرم های شایع چشمی

اختلالات دید دوچشمی

کم بینایی

چشم و عینک

عدسی تماسی

لیزیک ، لازک و

عینک آفتابی

چشم و کامپیوتر

تغذیه و چشم

راهنمای والدین

اطلاعات عمومی

مقلات متفرقه

Copy Right © 2004 -6 All Right Reserved To Optiran.net

استفاده ازمطالب این سایت با ذکرمنبع وآدرس سایت بلامانع است.

صفحه اصلی

پست الکترونیک

تماس با ما

درباره ما

گالری عکس

اپتومتریست ها

لینک های مفید

صفحات شخصی

 

بازگشت

 

علايم باليني و سير و پيش آگهي بيماري MS

 دكتر سيد مسعود نبوي

 

همانطوريكه مي دانيم پلاكهاي متعددي در اين بيماري در مغز و نخاع ديده مي شود و از مشخصات مهم MS وجود ضايعات متعدد منتشر در طول زمان و در نقاط مختلف سيستم عصبي مركزي است . بنابراين با توجه به درگيري هر نقطه از سيستم عصبي مركزي علائم و نشانه هاي هر قسمت را نيز ممكن است مشاهده كنيم . اصولاً مشخصه عمده علائم و نشانه هاي اين بيماري متعدد بودن و تمايل به تغيير ماهيت و شدت آنها در طول زمان است . به زبان ساده تري (( علائم در MS متعددند و مي آيند و مي روند )) يعني Exacerebation & Remission .

در MS علايم ناشي از اختلال برخي قسمتها شايعترند : كياسماي اپتيك ، ساقه مغز ، مخچه و نخاع خصوصاً ستونهاي خلفي و جانبي . اما عموماً MS نخاعي ، ساقه مغز و مغزي ، مخچه اي در فازهاي تثبيت شده بيماري بصورت مختلط ديده مي شود .( 80% موارد MS بفرم مختلط و نخاعي خالص ديده مي شود . ) در واقع مجموعه اي از علايم و نشانه ها كه از نظر اناتوميك بهم مرتبط نيستند ، مبناي تشخيص باليني MS است .

علايم و نشانه ها

يكسري علايم غير اختصاصي مانند : خستگي ، افسردگي ، درد بدن ؛ از چند هفته تا چند ماه قبل از بروز علايم نورولوژيك معمول است . شايعترين فرم شروع بيماري فرم مونوسمپتوماتيك ( Monosymptomatic ) است ؛ يعني شروع با يك شكايت در 50% بيماران ، اين شكايت از ضعف يا كرختي يك يا چند روز بوده و بندرت ناگهاني است . ( در 15% موارد بيماري بسيار آهسته پيشرفت مي كند خصوصاً در افراد بالاي 40 سال ). تيپيك ترين فرمهاي شروع بيماري عبارتند از :1- نوريت اپتيك 2- ميليت تراتسورس  ( Transvers Myeliti ) .

نوريت اپتيك ( Optic Neuritis )

علائم 25% مبتلايان با نوريت اپتيك تظاهر پيدا مي كند . معمولاً افت ديد كه با درد چشمها ، خصوصاً در حركت كره چشم وجود دارد ظرف چند ساعت تا چند  روز شروع مي شود و بتدريج پيشرفت مي كند . افت ديد حتي تا سر حد كوري كامل مي تواند پيش برود و نهايتاً ثبات يافته و معمولاً بعد از 2 هفته بهبودي تدريجي آغاز مي گردد . نهايتاً يك سوم  بيماران بطور كامل و اكثريت باقيمانده به درجاتي بهبودي مي يابند . از هر 8 بيمار مبتلا به نوريت اپتيك ، يك نفر ، حمله اش عود مي كند . نوريت اپتيك در 50% موارد بصورت پاپيليت ( Papilit ) و در 50% بصورت نوريت رتروبولبار ( Retrobubar ) است . طبق آمارهاي مختلف 85-15% مبتلايان به نوريت اپتيك ، نهايتاً دچار MS مي شوند ( بطور متوسط حدود 50% ) . تبديل شدن به MS در بچه ها كمتر ، در زنان بيشتر و اغلب هم ظرف 5 سال اول نوريت است . در ضمن نوريت اپتيك اختصاصي نيست و در بيماريهاي زير هم ديده مي شود :

انسفالوميليت ( Encephalomyelitis ) حاد منتشر ، ضايعات فشارنده ،ضايعات عروقي ، مسموميت با الكل و دارو .

2- ميليت حاد ترانسورس :

بيمار ظرف چند ساعت و روز دچار پاراپارزي (  Paraparesia ) مي شود . اين پاراپارزي معمولاً غير قرينه است . كمتر از 50% موارد ميليت حاد ترانسورس نهايتاً به MS منجر مي شود . بعبارتي ميليت ترانسورس به ميزان كمتري در آينده تبديل به MS مي شود . ميليت هم غير اختصاصي است و بعلل متعددي ديده مي شود . از جمله بعد از عفونت و واكسن ، واسكوليتها ( Vasculitis ) ، ضايعات فشارنده ، ضايعات فشارنده ، ضايعات عروقي ، تروماها و .... فرمهايي از ميليت ترانسورس راجعه و حتي نوريت اپتيك راجعه در ( Systemic Lupus Erthematosus ) سندرمهاي خود ايمني ، مثل آنتي ( Mixed Connective Tissue Disease) (MCTD)  SEL و سندرم بادي آنتي فسفو ليپيد گزارش شده است . از ديگر علايم شروع بيماري مي توان به موارد زير شاره كرد :

عدم تعادل و آتاكسي ( Ataxia ) مخچه اي : كه البته فرمهاي شديد آنرا بيشتر در فازهاي پيشرفته و تثبيت شده بيماري مشاهده مي كنيم .

علائم ساقه مغزي و مغزي : بصورت سرگيجه ، استفراغ ، دوبيني ، نورالژي تري ژمو ، فلج هاي صورت و حتي كري و همي فاسيال اسپاسم ( Hemifacial Spasm ) . يكي از علايم مهم شروع بيماري ، دوبيني است . علت معمول دو بيني در اين بيماران درگيري MLF  ساقه مغز و ايجاد I.N.O ( Internuclear Ophthalmoplegia ) است . هميشه در I. N.O در يك فرد جوان بايد به فكر بيماري MS باشيم خصوصاً I.N.O دو طرفه در اين افراد كه براي MS دياگنوستيك است . به دو نكته ديگر نيز بايد توجه داشت كه هميشه در بي حسي و يا پارستزي ( Parstesia ) گذراي صورت در يك فرد جوان بايد به فكر MS بود و هميطور در نورالژي تري ژمو ( Trigeminal Neuralgia ) در يك فرد جوان بايد MS را مطرح نمود . علت سرگيجه و استفراغ در MS معمولاً ايجاد پلاك جديد در نواحي كف بطن چهارم است ؛ سرگيجه خيلي شديد و به فرم واقعي است و معمولاً بيشتر از چند روز طول نمي كشد . يكي از اختلالات دوره اي نسبتاً اختصاصي در MS   همي فاسيال اسپاسم است .

علايم ادراري

در بين علايم احتباس ، شيووع كمتري دارد تا تكرر و بي اختياري مدفوع شايع نيست.

علايم حسي

پارستزيهاي گذاري يك يا چند اندام شايع است . معمولاً پارستزي هاي حاد ، حداكثر ظرف 8-6 هفته بهبود مي يابند .

علامت لرميت كه عبارتست از احساس برق گرفتگي در پشت و گاه قدام رانها كه با حركت فلكسيوني پاسيو يا اكتيو گردن ايجاد مي شود ، بطور شايعي ديه مي شود .

درد

در MS انواع مختلفي دارد : A بصورت لرميت B . نورالژي تري ژمو C . نوريت اپتيك D  . اسپاسم هاي دردناك فلكسور ، اكستانسور . درد E اسپاسم هاي دردناك تونيك كه با هيپرونتيلاسيون شدت مي يابد . دردهاي F شبكه راديكولار ( Radiocular ) G . سردرد H . درد هاي كمربندي تنه و اندام I سوزشي شبهه نوروپاتيك J احساس جسم خارجي K . درد هاي مفصلي و عضلاني ( پسوند و روماتيك Pseudoromatic ) L . درد در محل زخم بستر در مراحل پيشرفته . دردهاي نورالژيك شبهه تابسي ( Tabes ) در اندامهاي N . دردهاي ناشي از استئوپروز ( Osteoprosis ) و كنتراكچرها ( Contracture ) .

علايم ناگهاني و دوره اي

اين علايم معمولاً چند دقيقه اي يا حتي چند ثانيه اي بوده و با تحريك حسي يا تنفس هاي تند آغاز مي شود . اين علايم راجعه هستند ولي بطور معمول بعد از چند روز و يا چند هفته بطور كامل ناپديد مي شوند . برخي از اين اختلالات دوره اي عبارتند از : ديزآرتري ( Disarteria و آتاكسي ، دردهاي حمله اي ، خارشهاي حمله اي ، ديس استزيهاي ( Disstesia ) حمله اي ، نورهايي بصورت جرقه ، تشنجات تونيك .

اختلالات روانپزشكي و علايم شناختي

اغلب بيماران افسرده اند و البته يكسري هم افوريك ( Efortic ) مي شوند و با توجه به بيمار بودن ، بقول شاركو اين افراد نوعي Indefference Stupid دارند و يا بقول ولپيان اين افراد MS دچار نوعي Morbid Optimism هستند . ديده شده كه اختلالات عاطفي و روحي در پاراپيك هاي مبتلا شايعتر است تا پاراپلژيك هاي ناشي از تروما . برخي معتقدند حتي MS در زمينه افورياي اين افراد هم افسردگي نهفته مي تواند ديده شود . از اختلالات ديگر شناختي ، حتي اختلال در حافظه ، Psychotic دمانس واقعي ( بيشتر فرم ساب كورتيكال ) ، سندرم هاي لوب فرونتال را مي توان نام برد . علايم Confusional-State در فرمهاي پيشرفته بيماري و سودوبولبارپالزي ( Pseudobulbar Palsy ) هم ديده مي شود . گروهي معتقدند اصولاً در بمياران مبتلا به MS هيپوماني  ( Hypomania ) و اختلالات دو قطبي شايعتر از افراد عادي است .

احساس خستگي ، بصور مختلف ديده مي شود : خستگي دائمي ، خستگي ناشي از فعاليت هاي فكري و ... است . خستگي ارتباطي به سن بيمار ، ناتواني فيزيكي و مدت بيماري ندارد ، ممكن است به چرت زدن هاي كوتاه مدت پاسخ دهد و اصولاً در خستگي بيماران عواملي چون بيدار شدنهاي مكرر شبانه بخاطر شب ادراري و افسردگي نيز دخالت دارند .

علائم گذرايي چون تاري ديد ، دو بيني ، ضعف يا ديس استزي بعد از ورزش و حمام داغ بطور شايعي ديده مي شود . بايد توجه داشت كه بسياري از علائم در MS خصوصاً در شروع بيماري مي تواند گذرا و حتي ثانيه اي باشد و بهمين خاطر در بسياري از موارد ابتدا به بيماران مارك هيستري ( Hysteric ) و غير ارگانيگ زده مي شود . همانطوريكه اشاره شد ، شايعترين علامت MS ضعف اندام يا Paresis است ، گرچه همه نوع پارزي ممكن است مشاهده شود ولي شايعترين فرم آن پاراپارزي غير قرينه (Asymmetric Paraparesis  ) است .

شايع ترين نوع

وقتي بيماري تثبيت شد و جا افتاد ، در فازهاي پيشرفته ، بيماران معمولاً علايم مختلط دارند و ناتواني آنها نيز نسبتاً شديد مي شود . بطور كلي شايعترين تظاهر MS پيشرفته نيز همان Asymmetric Spastic Parparesis است كه با مجموعه اي از علايم ساقه مغزي و مخچه اي همراه است . علايم و نشانه هايي غير معمول و غير متعارف نيز ممكن است در بيماران مبتلا به حتي MS ديده شوند : كره آتتوز ( Atheosis ) ، ميوكلونوس ( Myoclonus ) ، تورتيكولي اسپاسموديك و تشنج R.L.S علايم LMN

علايم و نشانه هاي زير نيز بندرت در MS گزارش شده اند : آفازي ( Aphasia ) ، آنوسمي Anocemia ، سكسكه ، كري ، ناركولپسي ( Narcolepsy ) ، سندرم هورلر ( s SyndromeHurler ) ، آريتمي قلبي ، ادم حاد ريه و ديس فونكسيون هيپوتالاموس .

سير و پيش آگهي

شايعترين مشي باليني حملاتي هستند كه مدام تكرار مي شوند و هر بار كمتر و كمتر بهبودي مي يابند و بتدريج به مشكلات قبلي بيمار اضافه مي شوند . اين فرم همان است كه Relapsing -Remitting MS Secondary نهايتاً در 85% موارد به فرم ديگري بنام تبديل Progressive MS   مي شود .

در 10 % موارد هم فرم خوش خيم وجود دارد كه در آن 2-1 حمله خفيف رخ مي دهد و بيماري براي هميشه خاموش مي ماند .

فرم ديگر Primary Progressive MS  است كه در آن بيماري از همان ابتدا بطور آهسته پيشرفت مي كند . (10% ) فاصله زماني حمله اول تا بعدي Benign مي تواند خيلي متغير و از 30-1 سال باشد . بطور كلي دوره متوسط بيماري بيش از 30 سال است و در مجموع مي توان گفت كه : (( بيماري MS عموماً ناتوان كننده است تا كشنده )) ؛ و بيمار مبتلا در صورت مراقبت خوب مي تواند عمري نزديك به طبيعي داشته باشد .اصولاً با وجود مشكلات و ناتواني هاي زياد 70% بيماران تا 5 سال اول بيماري كار مي كنند و فعال هستند و حتي بعد از 20 سال هم نزديك به 30% بيماران توانايي كار كردن دارند .

عوامل موثر در پيش آگهي خوب

1-  بعد از 5 سال از شروع بيماري هنوز ناتواني ايجاد شده كم باشد .

2-  سمپتوم ها اوليه بطور كامل و سريع بهبود يابند .

3-  سن 35 سال يا كمتر در شروع بيماري .

4-  شروع حاد سمپتومهاي اوليه .

5-  طول دوره عودها كوتاه باشد .

6-  فقط يك سمپتوم در سال اول بيماري موجود باشد .

7-  شروع با فرم حسي و يا نوريت اپتيك خفيف .

عوامل موثر در پيش آگهي بد

1-  شروع پلي سمپتوماتيك

2-  شروع با علايم مخچه اي يا سرگيجه و يا علايم راههاي كورتيكو اسپاينال .

در MS ، هر چه زمان بيماري طولاني تر شود ، احتمال مرگ در اثر عوارض و ناتواني بيشتر مي شود . بطور كلي شايعترين علت مرگ در اين بيماري برونكوپنوموني ناشي از نارسايي تنفسي و آسپيراسيون است . علل ديگر مرگ عبارتند از : نارسايي قلبي ، بدخيمي ها ، سپتي سمي ناشي از عفونتها و خودكشي .

 منبع : http://www.bmsu.ac.ir