![]()
|
|
|
|
آمبلیوپی(تنبلی چشم)
مقدمه: سازمان بهداشت جهاني (who) در سال 1999 بينايي 20/20 يعني بينايي كامل را به عنوان «حق بينايي» اعلام كرد. 18 سازمان بينالمللي پيشگيري از نابينايي از 11 كشور جهان از اين پيشنهاد استقبال و حمايت كردند و طرحي را پايهريزي كردند كه به موجب آن قرار شد تا سال 2020 ميلادي، جهان را از كليه عوامل قابل پيشگيري و درمانپذيري كه باعث نابينايي ميشوند، پاك كنند. از جمله اين عوامل مهارشدني، تنبلي چشم، سرخك و كمبود ويتامين A را ميتوان نام برد كه طرح پيشگيري از تنبلي چشم در رأس اين برنامهها قرار دارد. لازم است تمامي دستاندركاران علم بينائي از جمله اپتومتريستها و چشمپزشكان از اين پروژه عظيم مطلع باشند. گزارش شده است كه 70-30% موارد نابينائي، قابل اجتناب، 58-9%، قابل پيشگيري و 14-13%، قابل درمان هستند. تعاريف: آمبليوپي عبارت است از كاهش ديد چشمها بدون اختلال ساختماني اوليه در مسير بينايي كه در اثر وجود عيوب انكساري، اختلال فيزيكي، يا انحراف چشمها در دوران كودكي يا بطور كلي تحريكي ناكافي رشد سيستم بينايي در دوران حساس آن ايجاد ميشود. آمبليوپي اغلب يك چشم را مبتلا ميكند، اما به ندرت در هر دو چشم نيز مشاهده ميشود. ـ آمبليوپي از نظر لغوي به معني ديد كند بوده و نوعي كاهش بينايي است (نه كوري) كه در افراد مبتلا به استرابيسم تكچشمي، آنيزومتروپي و بطور كلي محروميت ديد ديده ميشود. شيوع آن در آمريكا بين 5/2-2% جمعيت و در ايران حدود 5/2% بوده و شايعترين علت كاهش بينايي قبل از 45 سالگي است. ـ از نظر كلينيكي اختلاف ديد به اندازه 2 خط در تابلو حدت بينايي به عنوان يك شاخص براي تشخيص آمبليوپي تعريف شده است.اگرچه در آمبليوپي استرابيسميك حتي اگر ديد چشم آمبليوپ به 20/20- برسد تا زماني كه ديد واحد دوچشمي B.S.V برقرار نشود، هنوز آمبليوپي درمان نشده است. اتيولوژي: دانستههاي ما در مورد آمبليوپي و نحوه ايجاد آن تا حد زيادي مديون مطالعات پروفسور hubel و همكارانش ميباشد. در سال 1959 پروفسور hubel و تيم وي كشف كردند، تكامل دقيق كورتكس بينايي و جسم زانوئي خارجي به ميزان تحريكات بينايي در مراحل اوليه زندگي فرد (دوران حساس رشد سيستم بينايي) بستگي دارد و اگر چشمي تحريك بينايي كافي در اين مرحله دريافت نكند، دچار آمبليوپي ميشود. هنگامي كه پروفسور hubel و همكارانش يك چشم بچه گربه را بستند، متوجه شدند بعد از مدتي كورتكس بينايي به تحريكات آن چشم پاسخي نميدهد و آن چشم حيوان، نابينا ميشود. آنها در سال 1981 جايزه نوبل را بردند. پس بايد توجه داشت كه در آمبلوپي جسم زانوئي خارجي از نظر شكل و كورتكس بينايي از نظر نوروفيزيولوژي و مورفولوژي تغيير مينمايد و ضايعه اصلي در كورتكس بينايي است. (تا سالها پيش فكر ميكردند كه آمبليوپي يك اختلال در شبكيه ميباشند.) دوره حساس بينايي براي ايجاد آمبليوپي در انسان 3-2 سال اول زندگي بوده و سپس شروع به كاهش مينمايد ولي تا سن 9-8 سالگي نيز وجود دارد. در اين سن رشد سيستم بينايي كامل شده و راههاي ارتباطي شبكيه به مغز و همچنين مراكز مغزي نسبت به موجهاي ورودي غيرطبيعي abnormal visual input مقاوم ميشوند. بطوركلي از نظر كلينيكي سه علت عمده براي آمبليوپي عنوان شده است: 1- انحراف چشم: شايعترين علت آمبليوپي در كودكان ميباشد. انحراف چشم سبب ميشود كه محور بينايي دوچشم همسو نباشند و در نتيجه تصوير يك چشم روي ماكولا ميافتد (تصوير واضح و مقبول) و تصوير چشم ديگر در خارج ماكولا (تصوير تار و غيرمقبول) براي رفع اين مشكل مغز تصوير تار (تصوير چشم منحرف) را حذف ميكند (البته در ابتدا دوبيني وجود دارد و سپس حذف تصوير صورت ميگيرد). 2- اختلالات انكساري: در صورت وجود عيب انكساري اصلاح نشده در يك چشم يا وجود آنيزومتروپي، چشم مبتلا به عيب انكساري بالا تصوير تاري را به مغز ميفرستد كه باز هم مغز اين تصوير را حذف ميكند اين اختلال بيشتر در افرا دوربين ايجاد آمبليوپي ميكند. دوربيني در حد يك ديوپتر نيز ميتواند موجب بروز آمبليوپي شود در صورتي نزديكبيني بيش از سه ديوپتري سبب آمبليوپي ميشود. 3- وجود هرگونه مانع در مسير نور در چشم: كاتاراكت مادرزادي، افتادگي پلك، كدورت مركزي قرنيه از جمله اين عوارض ميباشند. از آنجائيكه كاتاراكت مادرزادي هرچند كه عارضه نادري يا شيوع كمتر از 1% است مشكلات جدي براي سيستم بينايي ايجاد ميكند ذكر نكتهاي در مورد آنرا ضروري است، كودكاني كه با وزن كمتر از 5/2 كيلوگرم متولد ميشوند، 3 تا 4 برابر بيش از ساير كودكان در معرض ابتلا به كاتاراكت هستند. لذا در مييابيم كه مراقبتهاي بيش از تولد و دوران بارداري مادران اهميت فوقالعادهاي براي داشتن كودكي سالم و با بينايي خوب و نرمال دارد. پيشآگهي: بطور كلي بهبودي بستگي دارد به 1)مرحله تكامل راههاي بينايي در زمان شروع اختلال ديد 2) دوره محروميت بينايي 3) سن شروع درمان همچنين وجود تغييرات ارگانيك ثانوي (مثلاً تغييرات شبكيه در ميوپي بالا) نقش مؤثري در بهبودي دارد. تشخيص: در بساري از موارد ظاهر چشم تنبل كاملاً طبيعي است و هيچ نشانهاي از بيماري در آن ديده نميشود. بنابراين معاينه دقيق چشمها توسط چشمپزشك يا اپتومتريست در طي دوره حساس بينايي ضروري است. طبق برنامه كشور ما چشم همه كودكان بايد حدأقل سه بار قبل از دبستان معاينه شود: سه تا چهار ماهگي، دو تا سه سالگي، پنج تا شش سالگي مواردي كه سبب افزايش احتمال ابتلا به آمبليوپي ميشوند، عبارتند از:
درمان : بهترين روش براي درمان آمبليوپي عبارت است از تشخيص عوامل آمبليوژنيك قبل از دو سالگي و جلوگيري از آن از راه حذف علل محروميت بينايي. كودكاني كه تحت عمل جراحي كاتاراكت، گلوكوم، پارگي قرنيه و ترميم هرگونه ضايعات سگمان خلفي قرار ميگريند بايد از نظر محروميت بينايي و استرابيسم بررسي و عيوب انكساري آنان اصلاح و درمان آمبليوپي انجام شود. اصول درمان به شرح زير است: ـ كشف علت زمينهاي و رفع آن، اصلاح عيوب انكساري. درمان جراحي مناسب براي رفع موانع مسير نور در چشم ـ تقويت چشم مبتلا، بستن چشم سالم و تار كردن ديد چشم سالم كه بستن چشم سالم مؤثرتر ميباشد. همچنين جامعه بايستي از نظر پيشگيري، جستجو و تشخيص زود هنگام آمبليوپي بسيج شود. متأسفانه عليرغم كوششهاي زيادي كه در اين زمينه بكار ميرود آمبليوپي هنوز دير تشخيص داده ميشود.
|
|
|
|